گفت وگو با شهریار عباسی

كرونا در داستان چه تاثیری می گذارد؟

كرونا در داستان چه تاثیری می گذارد؟ عطر و تن: شهریار عباسی از تاثیر کرونا بر ادبیات داستانی می گوید و در عین حال معتقد می باشد کرونا مانند برخی بحران ها در داستان نویسی موج ایجاد نمی نماید.


این داستان نویس در گفت و گو با ایسنا درباره مواجهه ادبیات با بحران هایی همچون جنگ، بلایای طبیعی و بیماریهای همه گیر همچون کرونا اظهار نمود: ادبیات داستانی درواقع بازآفرینی تجربه زیسته انسان ها به شکلی هنرمندانه و با یک نگاه خاص است. بدین سبب آن چه در زندگی شخصی و اجتماعی ما پیش می آید، انعکاس مستقیم و غیرمستقیمی در ادبیات و هنر دارد. یک هنرمند در فضایی زیست می کند و زمانی که کار هنری و ادبی انجام می دهد، تجربه زیسته خودرا در قالب هنرش، شعر، داستان، نقاشی و موسیقی بازآفرینی می کند. زمانی که اتفاق هایی نظیر جنگ، سیل، زلزله و بیماری همه گیر پیش می آید، اساسا بر روابط انسانی و اجتماعی انسان ها تاثیر می گذارد و به هر حال نمودی در هنرها خواهد داشت.
او درباره اینکه بعضی می گویند پس از اینکه انسان ها سالهای سختی پشت سر می گذارند، به شکوفایی می رسند و شاهکارهایی هم خلق می شود، و آیا ممکنست پس از کرونا هم این اتفاق در ادبیات بیفتد، اظهار داشت: من نامش را می گذارم انسان در موقعیت خاص؛ زمانی که شما زندگی روتین و روی روالی دارید و به شکلی از زندگی عادت می کنید، رفتارهای شخصی و اجتماعی شما از یک همسانی برخوردار می شود که خیلی به کار داستان و هنر نمی آید، عاملی که این روال را به هم می زند مثلا جنگ یا زلزله و یا همین بیماریهای همه گیر مناسبات اجتماعی را تغییر می دهد و انسان در برخورد با این ها یک سری از درونیاتش را که در وضعیت ساکن به فراموشی سپرده بود، بروز می دهد، یا بهتر است بگویم انسان در موقعیت خاص بیشتر درونیات خودرا نشان داده است.
عباسی در ادامه با تشبیه بحران ها به قطعی برق در چهارراه و نبود پلیس، اشاره کرد: زمانی که یک چهارراه چراغ قرمز دارد و پلیسی هم ایستاده، ماشین ها بصورت طبیعی عبور می کنند و با قرمز شدن چراغ می ایستند، در چنین موقعیتی کمتر می توانید متوجه شوید کدام راننده عصبی است، کدام باگذشت است، کدام صبور است و کدام یکی عجول است. اما اگر برق برود و چراغ قرمز کار نکند و پلیسی هم نباشد، آن وقت شما با یک صحنه جدید مواجه می شوید؛ تعدادی از راننده ها آغاز به داد و فریاد می کنند، یک نفر از ماشین پیاده شده و می خواهد نقش پلیس را ایفا کند، برخی می خواهند حق دیگران را ضایع کنند و رد شوند، کسی از ماشین پیاده شده، سیگار می گیراند و می خندند، دیگری فحش می دهد. درواقع با قطعی برق شاهد یک سری رفتارها هستید که در وضعیت عادی، آنرا نمی دیدید. زمانی که جنگ می شود و یا بیماری همه گیر می آید و سیل و زلزله رخ می دهد چیزی شبیه خاموش شدن چراغ راهنما است و رفتار انسان ها در این موقعیت های دردناک و ناراحت کننده به کار داستان نویس می آید، برای اینکه او دنبال نمایش جدیدی از انسان می گردد. من هم معتقدم این شرایط با همه تلخی ها برای داستان نویسان موقعیتی خاص است و قاعدتا شاهکاری از آن بیرون می آید.
نویسنده «بازیگوش» و «دختر لوتی» درباره خلق آثار کرونائی در یک سال اخیر اظهار نمود: به نظر پاندمی ها تفاوت هایی با جنگ، سیل و زلزله دارند. این بیماری آن چنان فاجعه بار نشده است، نمی خواهم بی رحمانه به موضوع نگاه کنم، تعداد زیادی از هموطنان مان از بین رفته اند، اما در مقایسه با جنگ و بمباران و زلزله که در مدت کوتاه یک شهر را نابود می کند و تعداد زیادی آدم کشته می شوند، کمتر با فاجعه مواجه هستیم، این بیماری ذره ذره کارش را می کند و چندین هزار نفر را در یک فاصله دوساله از بین می برد. من انتظار ندارم ادبیاتی مانند ادبیات جنگ هشت ساله عراق و ایران که فضای احساسی و ایدئولوژیک مذهبی یا برای برخی ایدئولوژیک میهن پرستانه دارد، داشته باشد. از کرونا اصلا چنین انتظاری ندارم اما اساسا تاثیری در ادبیات ما خواهد داشت، حال ممکنست امسال نباشد و سال دیگری باشد. البته به نظرم ممکنست داستان کوتاه در این حوزه داشته باشیم. در خانه کتاب و ادبیات ایران یک فستیوال داستان کرونا گذاشتیم و برای خودم جالب است که چه تعداد داستان و با چه کیفیتی می آید. حدسم این است داستان هایی خلق شود اما انتظار موج ندارم.
او درباره اینکه آیا نوشتن درباره بحران ها همچون کرونا می تواند سبب تقویت روحیه افراد جامعه شود و مثلا در این دوران کتاب «طاعون» پیشنهاد می شد، اظهار داشت: همانطور که گفتم من انتظار موج ادبی ندارم. قسمتی از سوال را باید از جامعه شناسان بپرسید، من از دید یک داستان نویس می گویم، من کرونا را آن قدر قدرتمند نمی دانم که بخواهد در ادبیات موج بوجود آورد. در این دوره آمار مرگ و میر قدری بالا رفته و زندگی ها از روال عادی خارج شده اما آن قدر زیاد نیست، مانند جنگ که فرزند یک خانواده لباس سربازی بپوشید و به جنگ برود، در مقابل دشمن قرار بگیرد، این ها سرزمینی را فتح کنند و در برهه دیگری آنها. چیزهایی که درباره «طاعون» هست در «کوری» ساراماگو هم هست اما آنها موقعیت خودرا به یک شهر تقلیل می دهند و بیش از آن نمی توانند لوکیشن بدهند، چون جواب نمی دهد، تمام افراد شهر با بیماری درگیر می شوند اما درباره کرونا این طور نیست که همه مردم جامعه درگیر شوند. از جانب دیگر ۸۰ درصد افرادی که کرونا گرفته اند، خوب شده و با یک بحران شخصی و خانوادگی مواجه نشده اند، فقط بخشی کوچکی بحران داشته اند.
عباسی درباره رمان جدید خود نیز اظهار داشت: یک رمان دارم که تازه تمام شده است و نامش را هم گذاشته ام «دختران شماره ۱۷»؛ داستان درباره کسی است که عشقی را در دو نسل از یک خانواده تجربه می کند. جنگ برایم مهمست و مانند همه کارهایم بخش از زندگی شخصیت داستان در جنگ می گذرد. اما شکل روایت و زبان داستانم با بقیه کارهایم متفاوت می باشد، راوی برای خود روایت می کند و زبان داستان برخلاف داستان ها دیگرم که رئالیستی بود، نیست. برایم انسان، عشق، جنگ و موضوع زبان و فهم انسان از ارتباط زبانی مهم بود و مقداری مسائل فلسفی زبان در این رمان وجود دارد.




منبع:

1400/03/08
11:42:19
5.0 / 5
258
تگهای خبر: احساس , ادبیات , بیمار , بیماری
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۷ بعلاوه ۳
عطر و تن
atrotan.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر و تن محفوظ است

عطر و تن

عطر و اودکلن و لباس مردانه و لباس زنانه