قانونی که زیر سوال برده می شود

قانونی که زیر سوال برده می شود عطر و تن: رییس اتحادیه ناشران و کتاب فروشان تهران با اشاره به گرفتاری ناشران برای معافیت های مالیاتی می گوید: زمانی که معافیت مالیاتی را به «اسناد معتبر» محدود می کنید به این نحو است که به بهانه های مختلف این قانون زیر سوال برده می شود.


هومان حسن پور در گفت و گو با ایسنا درباره معافت مالیاتی ناشران و کتاب فروشان که به چالشی برای ناشران و کتابفروشان تبدیل گشته است، اظهار نمود: بیشتر ناشران با مشکلات مالیاتی با بهانه های مختلف گرفتار شده اند؛ اگر مبنا بر پشتیبانی از ناشران و کتابفروشان بوده و قرار این بوده که دولت از نشر حمایت کند باید بپرسیم اصلا تمایل دارند که بخش خصوصی وارد این حوزه شود و یا حضورش تداوم داشته باشد؟ بدیهی است قانون گذار چنین تمایلی داشته و معافیت هایی گذاشته است. بخش فرهنگی خصوصاً کتاب بازده پایینی دارد، گاه با کمک دولتی تعدادی از مسائل فرهنگی انجام می شود و به علت کمبود نقدینگی در زمینه نشر، با طرح هایی مانند معافیت مالیاتی، افراد تشویق می شوند تا سرمایه اندک یا زیاد خودرا به سمت نشر و تولید کتاب بیاورند.

او اضافه کرد: اما زمانی که این معافیت ها را به «اسناد معتبر» محدود می کنید، این می شود که دست مجری قانون را باز می گذاریم که به بهانه های مختلف، این قانون زیر سوال برده شود. نمی گردد از یک طرف مشوق بدهیم تا کاری را انجام بدهیم و از جانب دیگر به بهانه های مختلف بخواهیم مالیات بگیریم. اتفاقی که می افتد این است بخش هایی را که جذب کرده ایم، از دست می دهیم. تا پارینه به ناشران و کتابفروشان سخت گیری زیادی نمی شد و قانون معافیت هم بود، حالا هم هست اما از اوایل امسال برای ناشران با مدلهای مختلف سخت گیری می کنند؛ فاکتور استاندارد نیست و آن یکی فاکتور ندارد، فلان کار نشده و... از طرفی کار ما پیچیدگی هایی دارد و اگر قرار باشد این همه کارها صورت گیرد، ناشر باید حسابدار حرفه ای استخدام کند، خب هزینه استخدام یک حسابدار خبره که بتواند ممیز مالیاتی را مجاب کند، چقدر می شود؟ آیا ناشر می تواند با این هزینه ها، کتاب دربیاورد؟ حرف قانون گذار این بوده که این نشر توان استخدام حسابدار ندارد و اگر توانی دارد صرف تولید و فروش کتاب کند. زمانی که این اتفاق ها می افتد افراد گرفتار دلسردی می شوند. گردش مالی کتاب آن چنان زیاد نیست که مالیاتی گرفته شود که آنرا هم قانون معاف کرده است. و اتفاقاً حاکمیت اهتمام داشته تا می تواند سرمایه بیشتری از بخش خصوصی در زمینه فرهنگ جامعه جلب نماید که این خود موید آنست که حتی اگر توان ناشر بالا رفته و مصرف کتاب زیاد شده، قانون گذار بیشتر به هدف خود رسیده است.

حسن پور اشاره کرد: اگر دولت بجای این کارها، همت کند و سراغ حوزه های درآمدزای دیگر برود می تواند از یکی شان به اندازه ۵۰۰ ناشر و ۱۰۰۰ کتابفروش درآمد مالیاتی داشته باشد. درباره ناشران آموزشی هم سال قبل گفتند که معافیت برداشته و سقف مالیات را دو میلیارد تعیین کرده اند، این دو میلیارد هم تعریف دارد و باید ثابت کند ضمن اینکه در این عرصه (آموزشی) هم تنها چند ناشر بزرگ داریم و اکثریتی اغلب با تولید کیفی خوب و کمی کم وجود دارند که در این میان تحت فشار شدید قرار گرفته اند به ویژه وقتی بحث سقف می آید، تازه اول کار است. بطورمثال اگر ناشر از یک حساب خود به حساب دیگرش پول واریز کند، یک تراکنش حساب می کنند، اگر از حسابش برگرداند، یک تراکنش. چالش های این چنینی هست. این ناشر باید تیم حرفه ای حسابداری داشته باشد که دانه دانه ثابت کند و آن تیم آن قدر هزینه دارد که خب مگر چقدر می خواستند مالیات بگیرند؟ جدیدا باب دیگری گشوده شده که برخی از ممیزان از فهرست خانه کتاب، مالیات می برند. فهرست خانه کتاب که قیمت روی جلد کتاب را دارد و مسائل دیگر نشر در آن نیست. هیچ ممیز و ناظری از قیمت روی اجناس تولیدی و موجود مالیات نمی گیرد بلکه از روی فروشش مالیات می گیرد، کالای فروش رفته را حساب و هزینه ها را از آن کم می کنند و از سود آن مالیات می گیرند. اگر جنسی هزار تا تولید شود و یکی هم فروش نرود مالیاتی به آن تعلق نمی گیرد (تازه این در مورد کالاهایی است که معاف نیست نه کتاب). این اصل در همه جای دنیا حاکم است حتی جاهایی که نفس کشیدن هم مالیات دارد، رعایت می کنند اما امروز ما شاهد چنین برخوردهایی هستیم و یا بطورمثال می گویند موجودی اول دوره و آخر دوره با فروش و آمار خانه کتاب تناسب ندارد، خب این یک اشتباه است که صورت گرفته فوقش جریمه شود! چرا جوهره و فلسفه و هدف معافیت را در نظر نمی گیرند؟! همه اصول مالیاتی برمبنای قیمت تمام شده است اما امروز تعدادی از ممیزان ملاک صحت اظهارنامه فهرست روی جلد خانه کتاب است. این رفتارها شائبه این را که نظام مالیاتی ما دنبال بهانه ای است تا معافیت مالیاتی ناشران و کتابفروشان را نادیده بگیرد ایجاد کرده است. آیا واقعاً در مورد معافیت مالیاتی کشاورزان هم چنین می کنند؟ البته این رویکرد های جدید و برای بخش خصوصی نشر ویرانگر است.

او اضافه کرد: تابحال بطور معمول وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کمک می کرد و با تبیین مسائل فرهنگی در دولت نماینده ناشران و کتابفروشان بود. الان به اطلاع وزیر جدید و معاون فرهنگی جدید رسانده ایم که چنین اتفاق هایی افتاده اما هنوز عکس العملی از جانب آنها ندیده ایم و منتظر هستیم تا ببینیم سرشان خلوت تر شود بتوانند به این مسائل رسیدگی کنند.
رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران درباره دیدگاه هایی که درباره معافیت مالیات ناشران کمک آموزشی وجود دارد، نیز اظهار داشت: در این جا اشتباه ساختاری رخ داده و ۲۰۰ ناشر را با چوب چهار - پنج ناشر آموزشی می رانید. اگر در فضای آموزشی باشید، می بینید ناشران دیگری هستند که خیلی کیفی هم کار می کنند و بازاری کار نمی کنند و نتوانستند کارشان را گسترش دهند. نمی گردد چهار _ پنج نفر ملاکی باشند برای تمام افراد و با آنها هم برخورد شود و مالیات بگیرند (تازه همان چند نفر هم درآمد مربوط به «کتاب شان» قاعدتاً معاف از مالیات باید باشد). زمانی که می گوییم در ساختار نظام آموزشی کشور، اختلال ایجاد می کند، این مساله حاکمیتی است و باید از آن جا اصلاح گردد. ما بحث فرهنگی می نماییم، بجای اینکه پیتزافروشی بزند، نشر آموزشی می زند و سرمایه اش را روی کتاب می گذارد، کدام را باید ارجح بدانیم؟ باید هر چیزی را جای خود درست نماییم. این ادعا وجود دارد که وضع ناشران آموزشی خوب است، اما این طور نیست. بعنوان مخاطب بیرونی تبلیغات چهار - پنج ناشر بزرگ را دیده و چنین برداشتی داریم. اگر هم فکر می کنید نظام آموزشی را به هم می زند، این نظام را اصلاح کنید. هدف این است در بخش فرهنگ سرمایه گذاری شود. این ها بحث های وسیعی است و باید تمام جزییات بررسی شود، متأسفانه این طور نشد، سال قبل این قانون در مجلس بدون مشورت به تصویب رسید و تعداد زیادی ناشر آموزشی به خاطر تبلیغات چند ناشر لطمه می خورند و باید مالیات بدهند. سال قبل با بخش های مختلف مکاتبه کردیم که باید کارشناسی نماییم و باید بدانیم درباره چه چیزی صحبت می نماییم و کجای کار ایراد دارد بدین سبب نمی توانیم عام نگاه نماییم. ما ناشر آموزشی ای داریم که می تواند سازنده باشد و کتاب هایی چاپ کند که سال ها به درد شما بخورد و ناشر دیگری هم داریم که کتابی که تولید می کند شاید یک روز هم به درد نخورد، این ها باهم فرق می کنند.

این ناشر درباره آیا این سخت گیری هایی که برای مالیات می شود، برای هدفمند کردن مجوز نشر است یا خیر، اظهار داشت: به هیچ عنوان تعداد ناشران به کیفیت ناشران و یا بهره مندی از یارانه ها ربط ندارد. امکان دارد ارشاد ۱۷هزار مجوز نشر داده باشد، اما چندتا از این پروانه های نشر فعال است. ناشرانی که فعال می باشند، شامل این معافیت ها می شوند. مسئله این جاست که جای دیگری ایراد دارند، بحث های کارشناسی حتی برای اعطای مجوز نمی گردد. از جانب دیگر ناشرانی که فعالیت می نمایند از یارانه ها بهره مند می شوند، ممکنست کسی که مجوز نشر گرفته به دلیلهای مختلف استفاده نکرده باشد. این فرد چه یارانه ای می تواند بگیرد؟ اگر پروانه نشر گرفته و در دفترش کار دیگری انجام داده، ارشاد باید جلویش را بگیرد و بگوید چرا مجوز نشر گرفتی اما کار دیگری می کنی. اما اگر این طور عمل نماییم که به ناشرانی که عضو یک یا چند تشکل شوند، سهمیه کاغذ بدهیم، بدون حساب و کتاب و شمارش کتاب، این جا اشکال دارد. همه این بحث ها پیچیده است؛ هم درست است هم غلط، باید بنشینیم و جداسازی و تفکیک نماییم که کدام درست است و کدام غلط، کدام به منفعت است و کدام لطمه می زند.
او اضافه کرد: ما ناشران کوچکی داشتیم که از نظر کیفی بزرگ بودند اما از نظر کمی بزرگ نشده اند اما زمانی می آید که وزن را به این می دهید که چند کتاب چاپ کرده، افراد را به سمت پایان نامه چاپ کنی و کتاب سازی می فرستید. و کسی که کیفی کار است، سرش کلاه می رود. باید از جوانب مختلف به این موضوعات نگاه نماییم و چکش کاری شود. این مباحث هست، اطلاعاتش موجود است و در اختیار دوستان گذاشتیم و اگر باز هم بخواهند در اختیارشان می گذاریم به شرط اینکه از آن به نحو درست استفاده گردد.
حسن پور در آخر اظهار داشت: ما نهاد صنفی هستیم و کار حاکمیتی نمی توانیم انجام دهیم. ما اهتمام خودمان را می نماییم، حرف مان را می زنیم و نهاد حاکمیتی یا گوش می کند یا نمی کند، ما تمام ایرادها و بحث ها را مطرح می نماییم و حدودا درمان هاش را هم می گوییم اما اینکه خودمان کار حاکمیتی انجام دهیم، نمی گردد. زمان هایی که ارشاد همراه ما بوده، نشر و فرهنگ موفق بوده بطورمثال درباره کتاب سازی و تکثیر غیرقانونی، افراد و کتاب های زیادی گرفته شد. نهادهای حاکمیتی می توانند از ظرفیت حرفه ای نشر استفاده کنند اما اینکه خود بخواهند تصمیم بگیرد مسئله دیگری است. بحث کارشناسی این است که اطلاعات خودرا با اطلاعات دیگران در بین می گذارید، بحث می کنید و نتیجه درست اتخاذ می شود اما اینکه از قبل تصمیم گرفته شده باشد و یا در نشست ما حرف بزنیم و شما کار خودرا بکنید، بحث کارشناسی نیست، درددل است.





منبع:

1400/07/24
12:53:07
5.0 / 5
249
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۱ بعلاوه ۵
عطر و تن
atrotan.ir - حقوق مادی و معنوی سایت عطر و تن محفوظ است

عطر و تن

عطر و اودکلن و لباس مردانه و لباس زنانه